الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

402

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )

گويند دهنه مشك را مىبندد تا آبهاى جمع شده در درون آن بيرون نريزد ، فردى كه در حالت عصبانت به سر مىبرد كوره‌اى از آتش مىشود ، اگر خود را كنترل كند كظم غيظ كرده است ، بسيارى از جنايتها ، قتلها و كشتارها ، از اين آتش درونى ( غضب ) سرچشمه مىگيرد . انسان در حال غضب ، تجلىگاه جهنم است ، اگر خود را كنترل نكرد ، زبانه و شراره اين آتش به بيرون سرايت مىكند و در روز قيامت با همين آتش مىسوزد ، صداى تنفّس و ناله انسان غضب كرده ، صداى غيظآلود جهنم است ( سَمِعُوا لَها تَغَيُّظاً و زَفيرا ) : براى جهنم ناله غيظآلود و رفت و برگشت تنفس او را مىشنوند گويى جهنم مثل موجودى زنده است . چنان كه در روايت است ، از جاهائى كه شيطان بسيار به انسان نزديك مىشود حال عصبانت است ، پس در اين حالى كه محدوده قدرت شيطانى است ، نه تصميم گير و نه عملى انجام ده ، كه هر دو شيطانى است و هميشه اين شعار را مدّ نظر داشته باش ، كه در حال عصبانت نه تصميم ، نه اقدام ! محقق بزرگ ، احمدبن محمد ، معروف به ابن مسكويه در كتاب « طهارة الاعراق » كه از كتب كم‌نظير و گرانقدر در نيكوئى ترتيب و حسن بيان است ، درباره غضب سخنى دارد كه حاصل ترجمه‌اش قريب به اين مضمون است : « غضب » در حقيقت عبارت از حركتى نفسانى است كه بواسطه آن ، جوشش در خون قلب براى شهوت انتقام حادث شود . پس وقتى كه اين حركت تند شود ، آتش غضب را افزون كند و بر افروخته‌تر سازد و شريانهاى مغز را پر كند از يك دود تيره و تاريكى به واسطه آن خود عقل كم و ناچيز شود و كار او ضعيف گردد و مَثَل انسان در اين هنگام ، چنانچه حكما گويند ، مَثَل غارى شود كه در آن آتش افروزند و از دود خفه كننده پر گردد . پس علاج آن سخت شود و خاموش نمودن آن مشكل گردد و چنان شود كه هر چه بر وى افكنند كه او را فرو نشاند خود او نيز جزء آن شود